نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم آوای وحش ؛ داستان قدیمی یک سگ پشمالوی قهرمان

اقتباس جدید دیزنی از داستان کلاسیک جک لندن با بازی درخشان هریسون فورد و مجموعه‌ای از حیوانات کامپیوتری قابل‌توجه است. در این فیلم ماجراجویانه از دیزنی، انگار بتهوون به ملاقات گلادیاتوری می‌رود که ناگهان او را لیس میزند!

داستان در سال‌های آغازین قرن بیستم در آمریکای شمالی می‌گذرد. یک سگ اسکاتلندی از نژاد سن برنارد به نام باک که حیوانی خانگی، شلخته، دوست‌داشتنی، گنده و البته کمی احمق است، پس از دزدیده شدن برای کار فروخته می‌شود؛ او حالا باید جنگجوی درونی خود را پیدا کند و قوی باشد. برای نقد و بررسی فیلم «آوای وحش» با سینماپارت همراه باشید.


باک به‌عنوان سگ سورتمه در کلوندیک کار می‌کند؛ منطقه‌ای سردسیر که تب طلا بسیاری ازجان‌گذشته را در آرزوی ثروتمند شدن مجذوب آن منطقه کرده است. در ابتدا، باک جزو سگ‌های عقب سورتمه، پشت سر سگ گنده و بدجنسی به نام اسپیتز قرار می‌گیرد. واضح است که تا باک سگ جلودار نباشد، منظره پیش رویش تغییری نخواهد کرد. در این بین، باک رفیق مهربانی پیدا می‌کند: معدنچی پیر سپیدمویی به نام تورنتون که نقش او را هریسون فورد بازی می‌کند؛ مردی غمگین که در قلبش آزادی ارزشمندتر از طلاست.

 

فیلمنامه‌نویس «آوای وحش»، مایکل گرین اقتباس زیبایی از افسانه کلاسیک جک لندن (نوشته شده در سال ۱۹۰۳) ارائه داده است. از این داستان، قبلاً اقتباس‌های زیادی ساخته شده بود: یک فیلم صامت در سال ۱۹۲۳ و بعدها سه فیلم دیگر در سال‌های ۱۹۳۵، ۱۹۷۲ و ۱۹۹۷ که در آن‌ها به ترتیب کلارک گیبل، چارلتون هستون و روتگر هاور در نقش تورنتون درخشیده‌اند. در این اقتباس، کریس سندرز (کارگردان) که گاهی از شیوه انیمیشن به دنیای لایو- اکشن سرک می‌کشد، حیوانات کامپیوتری را از دنیایی موهوم به فیلم وارد کرده است.

باک، سگ نازپرورده یک قاضی کالیفرنیایی با بازی بردلی ویتفورد است که هر کاری که دلش می‌خواهد می‌کند؛ اما یک‌شب که قاضی، باک را به خاطر رفتار بدش به ایوان خانه تبعید کرده است جنایتکاران وارد می‌شوند و او را گول می‌زنند. باک ناگهان خود را در حال کار برای یک تیم پستچی کانادایی- فرانسوی می‌بیند که توسط پرولت (با بازی عمر سی) و همسرش (با بازی کارا گی) اداره می‌شود. کار باک بسیار سخت است، اما او از این کار خجالت‌زده نیست؛ درهرصورت، پستچی بودن نوعی از خدمات اجتماعی و شغلی آبرومند است. اما پس از مدتی، باک مجبور به‌کار برای یک ماجراجوی طماع به نام هال (با بازی دن استیونز) می‌شود؛ او شلاق می‌خورد و تحقیر می‌شود و تنها همسر هال (مرسدس با بازی کارن گیلان) می‌تواند کمی از خشونت رفتارهای خشن همسرش بکاهد.

هال در آرزوی طلا له‌له می‌زند، اما برای دستیابی به آن هیچ ایده به‌دردبخوری ندارد و همین او را درنده‌خوتر و حیوان‌صفت‌تر از هر حیوانی کرده است. سرانجام برای گشودن گره این داستان مبارزه بین خیر و شر، ناجی درهم‌شکسته باک، تورنتون وارد صحنه می‌شود؛ مردی تنها، بداخلاق و الکلی که قلبی از طلا دارد و از باک حمایت می‌کند.

حالا که باک به یک قهرمان تبدیل شده است زندگی خانگی قبلی‌اش در برابر شرایط کنونی، بردگی حقیری به نظر می‌رسد! او اسپیتز زورگو را سر جایش نشانده است، با یخ و برف مبارزه کرده است و با خرس‌های ترسناک را مواجه شده است. او حالا به یک ابرقهرمان تبدیل می‌شود که نجیب و با اصالت نیز هست. او به آوای وحش پاسخ می‌دهد؛ همانگونه که ماگلی در پایان فیلم «کتاب جنگل»، محصول دیگری از کمپانی دیزنی، به آوای انسانی و دلنشین زنی که آواز می‌خواند پاسخ می‌دهد و دوستانش را در جنگل ترک می‌کند… گویی که این معنای سرنوشت است.

 

 

پایان فیلم «آوای وحش»، کمی احساسی و شاید غمگین به نظر می‌رسد؛ ممکن است خود را در حال غصه خوردن برای موجوداتی بیابید که تنها ساخته‌های کامپیوترند. اما همین نکته، قدرت این داستان زیبا و اقتباس خوب آن را به رخ می‌کشد.
فیلم «آوای وحش» در انگلستان در ۱۹ فوریه، در استرالیا در ۲۰ فوریه و در ایالات‌متحده بر ۲۱ فوریه اکران شده است.


منبع: The Guardian

منبع : فـیلیمو شـات

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
موبایلتو شارژ کن

بستن
بستن